وبلاگ در حال بازسازی و تغییرات است. ممکن است مطالب به درستی نمایش داده نشوند و یا آدرسی یافت نشود. با عرض پوزش به زودی وبلاگ درست خواهد شد![]()


ماه رجب هفتمین ماه از ماههای قمری، ماهی بسیار شریف و از ماههای حرام است. رجب نام نهری است در بهشت که از عسل شیرینتر و از شیر سفیدتر است و هر کس در این ماه روزه دارد، از آن نهر آب می نوشد. به ماه رجب، رحب الأصب، یعنی ماه ریزش رحمت خداوند بر مردم نیز میگویند.

- ابوجعفر امام محمد باقر(علیه السلام) در اوّل رجب سال 57 هجرى قمرى در مدینه متولد شد. (ولادت ایشان را در سوم صفر نیز نوشته اند).
مادر ایشان، فاطمه، دختر امام حسن مجتبى(علیه السلام) است که به او امّ عبداللّه مى گفتند.
امام باقر(علیه السلام) را ابن الخیرتین نامیده اند، زیرا نسل امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) به امامت در وى جمع شده. لقب مبارک این بزرگوار «باقر» نامیده شده زیرا علوم اولین و آخرین را مى شکافت و چشمه جوشنده علم و دانش بود. ناگفته نماند که امام باقر(علیه السلام) در کربلا حضور داشت و چهار ساله بود.
- در دوران امام محمد باقر(ع) و امام صادق(ع) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن فرقه های گمراه، از جمله صوفیه و استخدام قاضی ها و خطبائی که به دلخواه مقامات فاسد دولت، به قدرت می رسیدند و فقه و قضا و عقاید و کلام و اخلاق را بر طبق مصالح قدرت باطل و بر خلاف شرع مقدس اسلام، تفسیر می کردند و برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل می کردند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند، اتفاق افتاد که اینها عواملی بود بسیار خطرناک و باید حافظان و نگهبانان دین که همان خاندان پاک عصمت و نبوت بودند، در برابر آنان بایستند. بدین جهت امام باقر(ع) و امام صادق(ع) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و سنت ناب محمدی(ص) و معارف حقه، بهره جستند و دانشگاه عظیم تشیع و علوم اسلامی را پایه ریزی نمودند.
- یکی از خوارج به محضر امام رسید و گفت: چه کسی را عبادت می کنی؟ امام(ع) فرمود: الله را. گفت: او را دیده ائی؟ فرمود: آری، اما نه با چشم سر، بلکه با چشم دل، که دلها او را به حقیقت ایمان درک می کنند و می بینند، او با قیاس شناخته نمی شود، با حواس درک نمی گردد، توصیف به آیات خویش می شود و با دلایل، اثبات میگردد. آن مرد از محضر امام(ع) مرخص شد در حالیکه می گفت: خداوند آگاهتر است که رسالتش را در چه خاندانی قرار دهد.
- امام محمد باقر(ع) در هفتم ذی الحجه سال ۱۱۴ هجری و در سن پنجاه و هفت سالگی در زمان هشام بن عبد الملک مسموم و شهید شد و گفته شده که آن حضرت را ابراهیم بن ولید بن عبدالملک مروان به زهر شهید کرد. امام باقر(ع) ۱۹ سال و ده ماه، پس از شهادت امام سجاد(ع) امامت و زندگی کردند و در تمام این مدت، به انجام دادن وظایف خطیر امامت، نشر و تبلیغ فرهنگ ناب اسلامی، تعلیم شاگردان، رهبری اصحاب و مردم، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در میان خلق، متوجه نمودن دستگاه غاصب به خط صحیح رهبری (حقانیت اهل بیت(ع)) و راهنمایی کردن مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم که تنها خلیفه راستین خدا و رسول خدا(ص) در زمین است، پرداخت و لحظه ای از این وظیفه غفلت ننمود.
سخنان حکمت آمیز امام محمد باقر(ع)
-
خداوند تبارک و تعالی فاش و بلند سلام کردن را دوست می دارد.
-
با مردم بهتر از آنگونه ای صحبت کنید که دوست دارید با شما صحبت کنند.
-
هنگامی که انسان به سن چهل سالگی می رسد، منادی در آسمان ندا می دهد که آماده ی سفر آخرت باش و برای این سفر زاد و توشه آماده کن.
-
من کراهت دارم که کسی بیش از علم و دانش خویش حرف بزند.
-
ای جابر، تو را به پنج چیز سفارشت می کنم: اگر بر تو ظلم شد تو ظلم نکن. اگر به تو خیانت شد تو خیانت نکن. اگر تو را تکذیب کردند عصبانی نشو. اگر تو را تعریف و تمجید کردند خوشحال مشو و اگر مذمتت نمودند آه و ناله نکن.
کلمات کلیدی: امام باقر / امام محمد باقر / صوفیه / امام باقر(ع) / امویان سخنان حکمت آمیز / امام محمد باقر(ع) / ابوجعفر / ابوجعفر امام محمد باقر(ع) / امام / امام صادق / امام صادق(ع) / عباسیان / ابراهیم بن ولید / هشام بن عبدالملک /
روزی یکی از دانایان دید ناگهان سه مجسمه سیاه و بدقیافه در طرف چپ او قرار گرفتند و سه مجسمه نورانی در طرف راست او؛ از مجسمه طرف راست یکی یکی پرسید: شما کیستید؟
اولی گفت: من عقل هستم. دومی: من حیا می باشم. سومی: من رحم هستم.
اولی: من در سر انسانها هستم.
دومی: من در چشم انسانها.
سومی: من در دل انسانهایم.
- شما کیستید؟!
اولی: من تکبرم.
- جای تو کجاست؟
- سر انسانها!
- سر که جای عقل است!!!
- اگر من وارد سر شوم عقل می رود.
دومی: من طمع هستم.
- مکان تو کجاست؟
- در چشم انسانها!
- چشم که جای حیاست!!!
- من اگر در چشم جا گرفتم حیا می رود.
سومی: من حسد میباشم.
- محل تو کجاست؟
- در دل انسانها!
- دل که جای رحم و مروت است!!!
- اگر من وارد قلب انسان شوم رحم و مروت از قلب رخت بر می بندد.
نتیجه گیری اخلاقی:
اگر انسان دریچه های وجود خود را به روی گناهان بگشاید؛ هر گناهی که در او جا کند؛ به همان تناسب؛ فضیلت و اخلاقی انسانی از او دور می گردد.
کلمات کلیدی: ندارد



